تبليغاتX
هزاره JavaScript Codes
عقرب

در کنار درخت مکث کرد تا کمی استراحت کند. لباس احرام را تکان داد. نگاهي به اطراف انداخت، متوجه چیزی در لباس احرام شده بود. ناگهان کمي لنگيد و بعد پاي راستش را محکم کوبيد روي زمين. نگران دور و برش را نگاه کرد که خدایا کمک کن.او میدانست که حکم کشتن هر حشره و یا هر چیزی در آن شرایط قربانی کردن گوسفند میباشد.  کمي اين پا و آن پا شد. آرام پايش را از زانو خم کرد و بالاتر از سطح زمين نگه داشت، چند بار تابش داد و دوباره گذاشتش روي زمين. پاي راستش را زياد خم نمي‌کرد. هر چند لحظه هم انگار که توپي جلويش باشد و بخواهد شوتش کند، پايش را رها مي‌کرد به جلو. خم شد و دست کشيد بالاي زانويش و يک‌هو پس کشيدش. سريع دست برد و لباس احرام را از پشت زانو محکم کشيد عقب و همان‌طوری نگه‌ داشت. سنگين نفس مي‌کشيد و قطرات عرق از صورتش سرازير بود . چند لحظه صبر کرد، نفس عميقی کشيد و ناگهان لباس را از عقب رها کرد و ضربه‌اي به جلويش زد. عقرب سياهي افتاد زمين و با سرعت دور شد.

 

+ نوشته شده توسط حسین در جمعه بیستم دی 1387 و ساعت 0:43 |
 

ارتباط با اساتید رشته علوم ارتباطات اجتماعی واحد تهران شرق

نام استاد

سمت

ایمیل

دکتر سروناز تربتی

مدیر گروه ارتباطات

sarvenaze@yahoo.com

دکتر ناهید کردی

 عضو هیئت علمی

nahidkordi1340@yahoo.com

دکتر لیلا نیرومند

مسئول روابط عمومی

lila_niroomand@yahoo.com

دکتر نادر صادقی لواسانی نیا

معاون دانشجویی

nadersadeghiln@yahoo.com

سرکار خانم سارا محمد پور خبازی

 عضو هیئت علمی ودانشجوی دکترای علوم اجتماعی/ارتباطات

mcs1385@yahoo.com

 جناب آقای روح الله احمد زاده کرمانی

 دانشجوی دکترای علوم اجتماعی/ارتباطات

r.ahmadzade@yahoo.com

 جناب آقای دکتر کلاهی

دانشجوی دکترای علوم اجتماعی/ارتباطات

kolahi.reza@yahoo.com

---------

----------------

-------------------

 

+ نوشته شده توسط حسین در دوشنبه ششم فروردین 1386 و ساعت 14:51 |
تیپ شناسي شخصیت در فضای آنلاين
 
اينترنت - ترجمه سايه رشيدي:
محیط های آنلاين نحوۀ عملکرد و رفتارهای افراد و گروه ها را در این قلمرو ها (گستره ها) تعیین کرده و شکل می دهند. اما این فقط نیمی از ماجرا است.

رفتار آنلاین همیشه بر اساس نحوۀ تعامل و برهم کنش این ویژگی ها با خصوصیات افراد حضور یافته در این محیط ها مشخص می‌شود.

برای طبقه بندی این خصوصیات می توان از انواع سیستم ها استفاده کرد. می توان بر روی ویژگی های خاص کاربر مانند مهارت های کامپیوتری و اهدافش از به کارگیری اینترنت و یا خصوصیات مردم شناختی (سن،موقعیت اجتماعی - اقتصادی، شغل و غیره) متمرکز شد.

بعلاوه چندین سیستم جامع نظری ( تـﺌوریک) در روانشناسی وجود دارد که می تواند به ما در جهت بررسی رفتار انواع تیپ های شخصیتی در فضای اینترنتی کمک کنند. سیستم Myers-Briggs یا مدل شخصیتی Guilg ford نمونه اي از آنهاست.

در این کتاب  سایبر اسپیس  به عنوان یک بسط روان شناسانه (وسعت یافتن قلمرو روان فرد) از دنیای درون-روان فرد تعریف شده است. به عبارت دیگر یک فضای روان شناسانه که می‌تواند پروسه های (فرآیند های) پروژکشن (فرافكني منویات درونی) , دست به عمل زدن و ترانس فرنس ( ترا-گشت) را فعال و تحریک کند .

یک فضای روان شناسانه می تواند  تجربه حسی را دچار تغییر کرده و حتی یک وضعیت فکری رویا گونه را ایجاد نماید. وجود یک تـﺌوری  که حوزه  تخصصی اش درک و فهم دنیای درون-روان و ابعاد گوناگون هشیاری باشد به ویژه برای ادراک این وجه و بعد "شخص" در برهم کنش شخص/محیط مفید خواهد بود. 

تـئوری روان-کاوانه  با این سوژه به خوبی سازگاری دارد. این تـﺌوری در بر دارنده  یک مدل غنی و جامع از تیپ های شخصیتی به دست آمده در طول100 سال تحقیق و تجربه  بالینی است. کتاب  نانسی مک ویلیامز تحت عنوان  "تشخیص روان کاوانه"  (انتشارات گیلفورد 1994) یک منبع عالی است که انواع مفاهیم روان‌کاوانه  را خلاصه و یکپارچه درخود جای داده است.

تیپ های شخصیتی اصلی

این مفاهیم روان کاوانه درباره  تیپ های شخصیتی اصلی هستند. برای هر کدام از این تیپ ها، مک ویلیامز دست به تحقیق و تفحص در زمینه های ویژگی های ظاهری، خلق و خو، سازمان رشد دهنده، دفاع ها، پروسه های تطبیقی، روابط عینی و پدیده های ترانس فرنس/ضد ترانس فرنس زده است.

سبک های شخصیتی تشریح شده به قرار زیر هستند:

- سایکوپتیک (ضد اجتماعی)
- خود شیفت گر (نارسی تیک)
- شیزوﺌید
- پارنوید
- افسرده و مانیک ( تکانشی)
- مازوخیستی (خود آزاری)
- وسواسی و بی اختیار
- هیستریک (Histrionic)
- منفک گرا ( دگر گریز)

یکی از حوزه های پژوهشی  بررسی رفتار آنلاين، همین تیپ های شخصیتی هستند و اینکه چگونه بصورت سوبژکتیو تجربه می کنند و به انواع ویژگی های روان شناسانه مختلف در سایبراسپیس واکنش نشان می دهند.

 اینکه چگونه تجربه  آنلاين را برای دیگران به وجود می آورند و جنبه های آسیب زننده و سودمند فعالیت های آنلاين این افراد چقدر حائز اهمیت است.

 تحقیقات بالینی نیز چنین نشان می‌دهند که سبک ها-الگوهای متمایز شناخت محوری در رابطه با تفکر و ادراک وجود دارند و با تیپ های گوناگون مرتبط بوده و ممکن است روشن کنند که چرا افراد مختلف یک نوع فعالیت آنلاين را بر سایر فعالیت ها ترجیح می دهند.

پرسش هاي جالب

برخی از سؤالات جالب در این زمینه به قرار ذیل هستند :

- آیا ناشناس بودن در فضاي آنلاين و آزادی دسترسی باعث تشویق و دلگرمی شخصیت های ضد اجتماعی می شود؟ آیا آنها برخی از هکرهای سایبر اسپیس هستند؟

- آیا افراد خود شیفته از توانایی جلب توجه فراوان به عنوان یک ابزار در جهت پدید آوردن یک جمعیت تحسین کنندۀ  استفاده خواهند کرد؟

- آیا شخصیت های منفک گرا  گرایش دارند که خود را در زندگی سایبراسپیس (اینترنت) ایزوله کرده و از زندگی واقعی (چهره به چهره و ملموس) دوری کنند؟ آیا آنها گرایش دارند تا انواع هویت های متمایز و چند گانه آنلاين برای خود ایجاد کنند؟

- آیا افراد شیزوﺋید به صمیمیت محدو برخاسته از ناشناس بودن در فضاي آنلاين گرایش داشته و جذب آن  می شوند؟ آیا آن ها برای دیگران کمین می کنند؟

- آیا افراد مانیک از ارتباطات غیر سینکرونه (غیر همزمان) به عنوان ابزاری برای ارسال پاسخ های سنجیده (محاسبه شده) برای سایرین استفاده می کنند؟ آیا آنها بطور ذاتی مکالمات موجز،  آنی و فی- البداهه در طول چت و IM را ترجیح می دهند؟

- آیا افراد فاقد اختیار معمولاً بسوی کامپیوترها و فضای اینترنتی جذب می شوند تا روابط خود و محیط را به کنترل خویش درآوردند؟

- آیا افراد هیستریک (Histrionic) از فرصت های مهیا شده برای نمایش های  تـئاتری در گروه های آنلاين ؛ به ویژه در محیط هایی که ابزارهای نرم افزاری برای خود بياني(Self-Expression) خلاقانه بهره برداری کرده و از آنها لذت می برند؟

شخصیت ضدیتی (پرخاشگر انفعالی)

یک تیپ دیگر که در گروه های بحث آنلاين غالباً حضور دارد  "شخصیت ضدیتی" است که از اين نوع افراد به عنوان  " پرخاشگر انفعالی"  یا آدم هاي  "بلی،اما " یاد می شود. 

 اين نوع افراد هميشه یک گرایش قوی برای  مخالفت با دیگران دارند و پیام های  آنها در ایمیل و بحث های گروهی غالباً با کلماتی نظیر "ولي"   و  يا "در هر صورت "   همراه است.  یک پیام ضدیتی روشنتر می تواند  با واژۀ  خب (well) که مترادف " بلی،اما "  است، شروع شود.

تـئوری سایکو دینامیک چنین نظر می دهد که این افراد  گرفتار احساسات راديكالي و خصمانه اي  هستند كه فقط می‌تواند  به صورت انفعالی وغیر مستقیم از طریق مخالفت ابراز شود و اينگونه ابراز وجود كنند. اين نوع افراد نیاز دارند تا با دیگران مخالفت کنند و از این راه هویت شکنندۀ خود را تثبیت کنند و  یا با يك اثبات ظاهري که حق با آنها است و دیگران اشتباه می کنند،حس احترام به خودشان را در خودشان  تقویت کنند.

افراد دارای گرایش های ضدیتی سعي مي كنند خودشان را در فضاهای انتلکتوﺋلی – جدلی گروههای  آنلاين داخل كنند.  اين فضاها هم در كنار مشکل عدم انطباق اين گونه افراد با ديگران مزيد بر علت مي شود و گرایش های ضدیتی آنها را بيشتر تقویت مي کند.

ماهيت یک فرد ضدیتی و برخی دیگر از تیپ های شخصیتی در جوک های مربوط به "شخصیتهای گروه خبری "  آشکار می شود که احتمالاً یک ترکیب فکاهی از تمام ویژگی های مشکل آفرین این تیپ های شخصیتی است.

آنچه که دراين مقاله بطور ضمنی بیان شده  آن است که افراد، محیط های آنلاين و استراتژی های ارتباطات آنلاين سازگار با تیپ شخصیتی خود را انتخاب می کنند.

اما آیا اين افراد به راحتی هم وارد تعاملات آنلاينی می شوند که احساس می کنند با ماهیت حقیقی و سبک شناختی آنها سازگاری دارد؟

آیا برخی از آنها صرفاً به واسطه نیازهای زیربنایی و حالات عاطفی تعیین کنندۀ کاراکتر خود دست به چنين اعمالي نمی زنند؟

در کتاب روان شناسی سایبراسپیس"The Psychology of Cyberspace" به مقولاتي چون:

- ویژگی های روان شناسانۀ اصلی فضای اینترنتی
- مدیریت هویت در سایبراسپیس
- ترانس فرنس با کامپیوتر خود و فضای اینترنتی
- تأثیر ضد بازدارندگی آنلاين

اشاره شده است.

+ نوشته شده توسط حسین در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385 و ساعت 15:9 |
 
عالی - حسين حسين نژاد قندي:
همزمان با گزارش بانك جهاني در خصوص افزايش نرخ بيكاري در ايران، مركز پژوهش‌هاي مجلس شوراي اسلامي نيز تعداد بيكاران كشور در سال 1385 را حدود 3 ميليون نفر اعلام كرد.

 همچنين بنا به اظهار معاون اجتماعي شهرداري تهران، پايتخت تعداد 400 هزار نفر متقاضي كار دارد. از طرفي معاون آموزشي وزارت علوم از رشد 25 درصدي پذيرش دانشجو در كنكور سال 86 خبر مي‌دهد و تعداد پذيرفته‌شدگان سال آينده را حدوديك ميليون و دويست هزار نفراعلام مي‌كند.

با مروري بر دفترچه‌هاي ثبت‌نام دانشگاه آزاد و همچنين دفترچه شماره 2 سازمان سنجش و تعداد مورد پذيرش جهت رشته‌هاي مختلف دانشگاهي به اين واقعيت تلخ مي‌رسيم كه بين پذيرش دانشجو با نيازهاي جامعه هيچ‌گونه هماهنگي وجود ندارد. به عنوان مثال در دفترچه‌ شماره 2 سال 85 سازمان سنجش حدود 6000 دانشجو در رشته مهندسي كشاورزي و منابع طبيعي مورد پذيرش قرار گرفته است كه اگر تعداد 7500 نفر پذيرش در دانشگاه آزاد را نيز اضافه كنيم، ساليانه حدود 13500 نفر فارغ‌التحصيل با عنوان «مهندس كشاورزي» وجود خواهد داشت، در صورتي كه چنين بازار كاري جهت اين رشته در جامعه وجود ندارد.

مسلماً حذف كنكور دوره كارشناسي در دانشگاه آزاد نيز كه اخيراً توسط رئيس اين دانشگاه اعلام شده، نرخ بيكاري را تشديد خواهد كرد و معضل جديدي به نام ليسانسيه‌هاي بيكار را پديد خواهد آورد.

 امروزه يكي از معضلات قشر جوان به خصوص فارغ‌التحصيلان دانشگاهي مشكل اشتغال است، به طوري كه عده زيادي از آنها در رشته تخصصي خود جذب بازار كار نمي‌شوند و در نهايت در رشته‌اي غير از رشته تخصصي به كار گرفته مي‌شوند. مثال‌هايي كه ذيلاً مي‌آيد، «مشتي است از نمونه خروار»  كه من شخصاً شاهد آن بوده‌ام.


* جواني كه جهت تعمير كامپيوتر شخصي مراجعه كرده بود، مهندس معدن بود و چون نتوانسته بود با دريافت وام در اكتشاف معدن مشغول شود، به اين كار روي آورده بود.


* در سازمان انتقال خون، جواني را ديدم كه در خون‌گيري نامطمئن عمل مي‌كرد. زماني كه رشته تحصيلي‌اش را سؤال كردم، دانشجوي حسابداري بود كه توسط شركتي به اين سازمان معرفي شده بود.


* جوان مؤدبي كه با پرايد يكي از بستگانش مسافركشي مي‌كرد، فارغ‌التحصيل جغرافياي انساني بود.


* ليسانس ادبياتي كه جهت تدريس به مدرسه غيرانتفاعي مراجعه كرده بود، به علت عدم وجود ساعت خالي براي تدريس، حاضر شده بود كارهاي دفتري را انجام دهد.


* مهندس كشاورزي كه منتظر بود تا پذيرش با دريافت وام از بانك كشاورزي در كار توليد پوشاك وارد شود، در كار روزنامه‌نگاري فعاليت مي‌كرد.


* دهها دختر خانمي كه پس از فراغ از تحصيلات دانشگاهي، حاضرند در شركتي به عنوان منشي مشغول به كار شوند.


* نمونه‌هاي ديگري نيز كه شما مطمئناً در ميان اطرافيان و بستگان خود سراغ داريد.
آيا مسئولان جهت جذب حدود يك ميليون و دويست هزار دانشجويي كه در سال 86 مورد پذيرش قرار خواهند گرفت و در سال 90 فارغ‌التحصيل خواهند شد، برنامه‌ريزي كرده‌اند؟


با يك حساب سرانگشتي، مي‌توان هزينه‌هايي را كه تحصيلات دانشگاهي براي بودجه كشور و يا خانواده‌ها تحميل مي‌كند، محاسبه كرد. اگر هزينه يك دانشجو در طول 8 ترم حداقل يك ميليون تومان باشد و از يك ميليون و دويست هزار دانشجوي فارغ‌التحصيل 700 هزار نفر آن جذب و 500 هزار نفر بيكار شوند مبلغ 500 ميليارد تومان از بودجه بيت‌المال و يا خانواده‌ها به هدر رفته است (و البته در اين ميان مي‌گذريم از مشكلات مختلف حاشيه‌اي در زمان كنكور و مسائل رواني اوقات بيكاري.)


سؤالي كه مطرح مي‌شود و انتظار اين است كه مسئولان پاسخگو باشند، اين است كه تعداد پذيرش دانشجو در هر رشته را وزارت علوم و دانشگاه آزاد بر چه اساسي اعلام مي‌كنند؟ آيا اين محاسبه براساس فضاها و ظرفيت‌هاي دانشگاه‌ها صورت مي‌گيرد كه با گسترش آنها اين تعداد نيز افزايش مي‌يابد و يا سازمان برنامه و بودجه و يا ساير ارگان‌ها بر اساس نيازهاي جامعه و برنامه‌هاي توسعه اعلام مي‌كنند. با اين كه سرشماري سال 75 مي‌توانست راهنماي خوبي جهت برنامه‌‌ريزي پذيرش دانشجو و ميزان اشتغال براي مسئولان باشد، ولي متأسفانه اين گونه نشده است و اميدواريم كه سرشماري سال 85 كمك مؤثري به تدوين يك برنامه كلان جهت پذيرش دانشجو با توجه به نيازهاي جامعه بنمايد.


بر اساس بخش ديگري از گزارش‌ مركز پژوهش‌هاي مجلس شوراي اسلامي با توجه به رشد 9/3 درصدي جمعيت در دهه اول انقلاب طي 10 سال آينده 22 ميليون نفر به جمعيت بالاي 15سال كشور اضافه خواهد شد. بنابر اين در سال 95 نيازمند ايجاد 12 ميليون فرصت شغلي جديد در كشور هستيم. يعني بايد ساليانه يك ميليون و 200 هزار شغل جديد ايجاد شود تا در جامعه، بيكاري وجود نداشته باشد.


اميد است مسئولان با عنايت به آمار ارائه شده توسط مركز پژوهش‌هاي مجلس، با برنامه‌ريزي جهت رونق توليد و سرمايه‌گذاري، موجبات ايجاد اشتغال پايدار را در سال‌هاي آتي فراهم آورند و مسئولان دانشگاه‌هاي دولتي و آزاد نيز با استعلام از سازمان‌هاي ذي‌ربط بر اساس تعداد و نوع رشته‌هاي دانشگاهي مورد نياز جامعه اعلام پذيرش دانشجو نمايند.

 
     
  
 
+ نوشته شده توسط حسین در شنبه بیست و پنجم آذر 1385 و ساعت 20:16 |
رسانه‌ها - يوسف بهمن‌آبادي:
هنگامي كه رسانه‌ها به نقش خود در اطلاع‌رساني مي‌پردازند اصل عينيت و بي‌طرفي رسانه در قبال اخبار منتشر شده اهميت فراواني پيدا مي‌كند اين مهم تا آنجاست كه رعايت چنين اصلي در درازمدت مي‌تواند اعتبار و اعتماد ويژه‌اي براي رسانه به همراه آورد.

با توجه به اين كه در دنياي حاضر كانال‌هاي ماهواره‌اي گسترده‌اي در دسترس مردم قرار گرفته است كه با اندك تلاشي قادرند در جريان محتواي آنها واقع شوند درك اين واقعيت را كه در رسانه‌ها ناگزير هستند واقعيت‌هاي خبري پيرامون را بدون سوگيري منعكس كنند بيش از پيش الزامي مي‌سازد.

گرچه به اعتقاد بسياري از دانشمندان علوم‌ارتباطي، رعايت اصل عينيت و بي‌طرفي به طور كامل امكان‌پذير نيست و حتي معتبرترين شبكه‌هاي خبري جهان نيز در دام سوگيري دچارند اما واقعيت در اين است كه مي‌توان شدت آن را به نحو فزاينده‌اي كاهش داد.

از اين‌رو، مسئله سوگيري خبري يكي از اشكالات ناموجهي است كه ساختار يك رسانه را دچار پيامدهاي ناگواري ساخته و از آن، پديده‌اي ناميمون، ‌كم‌اعتبار و حراف در اذهان عمومي مي‌سازد و به تدريج مخاطبان خود را از دست مي‌دهد. بد نيست ابتدا مروري داشته باشيم بر مفهوم عيني‌گرايي از ديد صاحبنظران و بعد ببينيم جايگاه آن در رسانه‌ها چگونه است.

«عيني‌گرايي از مفاهيم اساسي در روزنامه‌نگاري غربي است كه آموزه‌هاي آن امروز به الگوي مسلط روزنامه‌نگاري حرفه‌اي در بيشتر نقاط جهان تبديل شده است. به بيان ديگر، عيني‌گرايي يكي از اسطوره‌هاي روزنامه‌نگاري حرفه‌اي است كه در خدمت بازگويي و انتقال اجزاي واقعيت يا رويداد، بدون دخالت نظرهاي شخصي و تمايلات و گرايش‌هاي خبرنگار، روزنامه‌نگار يا حتي ساختار سردبيري است.

 بدين ترتيب در مقوله عيني‌گرايي، خبرنگار در گزارش رويدادها دست به جهت‌گيري شخصي نمي‌زند، ماجراها، آدم‌ها و موضوع‌ها را به بد و خوب يا سياه و سفيد تقسيم نمي‌كند و معتقد است مخاطب، آگاه و داراي قدرت تحليل و نتيجه‌گيري است و خبرنگار موظف است اطلاعات دقيق و جامع را پيرامون يك رويداد در اختيار بگذارد تا خود به قضاوت و ارزيابي بپردازد.»

همچنين عيني‌گرايي در مقابل ذهني‌گرايي، بازنمايي درست آنچه واقعي است تعريف مي‌شود.

به اعتقاد تاكمن، سه عامل بر تحقق عينيت‌گرايي تاثير مي‌نهند: شكل كار، روابط درون سازماني و محتواي كار. در مقابل او به هشت راه‌حل براي پايبندي روزنامه‌نگاران به عيني‌‌گرايي در مطالبي كه تهيه مي‌كنند اشاره مي‌كند. اين راه‌ها عبارتند از:

 1- طرح احتمالات متناقض 2 – ارائه سندهاي تكميلي 3 – استفاده از نقل قول 4 – طرح مهمترين موضوع در ابتداي مطلب 5 – تمايز دقيق ميان حقايق از نظم بيان و تحليل‌ها 6 – توالي مناسب و ساختمند 7 – بيان عناصر شش‌گانه خبر 8 – ذكر منبع

«گزارشگر عيني تلاش مي‌كند همه جنبه‌هاي يك موضوع يا رويداد را با تكيه بر شيوه خبردهي مستقيم و بدون استفاده از ضماير اول شخص ارائه كند. اصل اساسي در اين شيوه روزنامه‌نگاري چنين است: اجازه دهيد واقعيت‌ها خود سخن گويند زيرا براين اساس، افراد نيز برمبناي واقعيت دريافتي، قضاوت مي‌كنند نه بر مبناي تغييرهاي خودساخته يا ناخواسته خبرنگار.»

همچنين دفلور، هدف از التزام به عيني‌گرايي را دستيابي به سه عامل مي‌داند: «1 – جدا ساختن واقعيت از عقايد 2– ارائه اخبار به دور از احساسات 3 – دادن فرصت مناسب و يكسان به طرف‌هاي هر ماجرا تا اطلاعات كامل در اختيار مخاطبان قرار گيرد.»

انتقاد از عيني‌گرايي
با توجه به آنچه كه از ماهيت عيني‌گرايي برمي‌آيد بايد ديد اين مفهوم تا چه اندازه در رسانه‌ها پذيرفته شده و اصول آن رعايت مي‌شود. مفهوم عيني‌گرايي، اگر چه همانند اسطوره‌اي قديمي از زمان تولد وسايل ارتباطي مطرح شده و مورد توجه بسياري واقع گرديده اما در عمل از قدرت چنداني برخوردار نبوده است.

«انتقاد از روزنامه‌نگاري عيني به ويژه در اواخر دهه 1960 و اوايل دهه 1970 مطرح شد تا جايي كه برخي افراد همچون مولي ابوانز، سردبير روزنامه آمريكايي تگزاس آبزرور، آن را «يك تظاهر بي‌معني» دانستند كه بايد از عرصه روزنامه‌نگاري خارج شود.»

«ظهور فاشيسم، روزنامه‌نگاران را نسبت به آنچه شناخت واقعيت عيني خوانده مي‌شد دچار ترديد كرد. با پيداش صنعت روابط عمومي اين شك قوت گرفت و به تدريج اين سخن به ميان آمد كه بي‌طرفي دست نيافتني است. در مقابل، اين باور پديد آمد كه دستكاري واقعيت امري امكان‌ناپذير است و مسئله فقط اين است كه چه كسي در كار دستكاري واقعيت است و از اين كار چه هدفي را پي مي‌گيرد»

دانشمندان مكتب گلاسكو،‌كه از منتقدان اصل عيني‌گرايي رسانه‌ها هستند در اين زمينه معتقدند: «مفهوم بي‌طرفي تنها يك ايده‌آل است و خبرها آيينه واقعيات نيستند... شيوه انتخاب، ارائه و تدوين رويدادها به گونه‌اي است كه در نهايت در خدمت صاحبان قدرت باشد. اصلي‌ترين گزاره‌هاي انديشه مكتب گلاسكو در خصوص خبر عبارتند از اهميت ذاتي، دليل گزارش رويدادها نيست، بلكه معيارهاي پيچيده گزينش خبر نقش اصلي را ايفا مي‌كنند، خبر پس از انتخاب در معرض استحاله شدن قرار مي‌گيرد.

 عوامل استحاله رويدادها عبارتند از: شكل درج و پخش اعم از خط، صدا و تصوير، خواص فيزيكي و فني رسانه‌ها و شكل كاربرد آنها. جانبداري تقريباً در اكثر خبرها وجود دارد. زيرا نهادهايي كه اخبار را مخابره و ارائه مي‌كنند، خاستگاه‌هاي اجتماعي و اقتصادي وسيعي دارند. لذا خبرها همواره از يك زاويه ويژه ارائه مي‌شوند.»

ريچارد هوگارت از گروه رسانه‌هاي دانشگاه گلاسكو، در اين زمينه مي‌گويند: «آنچه اهل حرفه آن را خبر عيني مي‌خوانند، در واقعيت تا حد زيادي تفسير گزينش شده رويدادهاست. اخبار و اساساً كار روزنامه‌نگاري به طور خلاصه، ساخت‌هاي اجتماعي هستند. خبر هيچ‌گاه، ضبط صرف دنياي خارج از ما نيست، بلكه گزارش ساختگي است كه انديشه‌هاي مسلط جامعه‌اي را كه خبر در آن توليد شده است در خود نهفته دارد.»

به هر حال، اگر چه نمي‌توان انتقاد وارده بر عينيت‌گرايي توسط گروه گلاسكو و ديگران را با اين شدت و حدت پذيرفت اما واقعيت اين است كه عينيت مطلق از سوي هيچ رسانه، سازمان و منبع خبري امكان‌پذير نيست. چرا كه «عينيت مطلق با توجه به انتخاب و گزينش‌هاي متعددي كه در فرايند انتقال خبر، از رويداد تا خواننده وجود دارد ممكن نيست و روزنامه‌نگاران از «عينيت سني» سخن مي‌گويند و كوشش مي‌كنند تا آنجا كه ممكن است به اصل عينيت نزديك شوند.»

سوگيري در مقابل بي‌طرفي
بي‌طرفي يكي از اصول مهم خبر محسوب مي‌شود و سنجش ميزان بي‌طرفي در يك خبر، تا حدود زيادي ارزش خبر را در نظر مخاطب مشخص مي‌سازد.

 «به عبارت ديگر خبر بايد قبل از هرگونه پيشداوري و جانبداري عين حقيقت را در ذهن مخاطب حك كند و به طور دقيق، صحيح و عيني از يك رويداد گزارش دهد. در واقع صاحب‌نظران وسايل ارتباط جمعي يك رابطه علت و معلولي بين بي‌طرفي و عيني بودن خبر برقرار كرده‌ا‌ند. آنها معتقدند كه حفظ بي‌طرفي در تهيه و تنظيم خبر منجر به عيني بودن و واقعي بودن آن مي‌شود. شعار مخصوص مطبوعات آنگلوساكسون چنين است: خبر مقدس است ولي تفسير آزاد.»

اما بايد ديد اصل بي‌طرفي در اخبار تا چه اندازه رعايت مي‌شود و از آن جايي كه اصل بي‌طرفي به عنوان يكي از مهم‌ترين اصول خبر به شمار مي‌رود چرا كه از سوگيري خبري در رسانه‌ها سخن به ميان مي‌آيد؟

گفته مي‌شود «اتخاذ سياست بي‌طرفي در رسانه‌ها، بيشتر به يك سراب شبيه است. زيرا كارشناسان، خبرنگاران و گزارشگران معمولاً به نهاد قدرت نزديك هستند و داراي گرايش سياسي‌اند و انتخاب واژه‌ها، عبارات، جملات و صفات در خبرها و برنامه‌ها ناشي از جهت‌گيري‌هاي سياسي آنهاست. در بازنمايي وقايع و رويدادها معمولاً سليقه و ذائقه خبرنگار و گزارشگر و تهيه‌كننده،  برنامه‌ها  را رنگ و لعاب مي‌دهد و دروازه‌سازان و دروازه‌بانان مرحله به مرحله برنامه‌ها را متناسب با نگرش و ديدگاه‌هاي خود پيش مي‌برند.»

گولدينگ و ميدلتون، مطالعات پيچيده‌اي را در زمينه اخبار انجام داده‌اند، هم از ديدگاه «بيوگرافي»- كه در آن فرد عنصر مهمي در تعيين نوع خبر است- و هم از ديدگاه «سازماني –كه معتقد است خبرنگاران در هنگام تعيين ماهيت خبر با دخالت‌هاي صاحبان رسانه‌ها و سازمان‌ها مواجهند-.

 اين مطالعات، در نهايت منجر  به شكل‌گيري ديدگاه «ايدئولوژيكي» منجرشده است. اين ديدگاه را تنها در ارتباط با ماشين پيچيده‌اي مشاهده مي‌كنند كه ارزش‌هاي حاكم بر جامعه انگلستان را شكل داده و به رسانه‌هاي خبري اجازه پخش مي‌دهد. گولدينگ و ميدلتون در تحقيقات خود به دو عامل «ارزش‌هاي حاكم در جامعه» و «محتواي گسترده اجتماعي تهيه خبر» توجه كرده‌اند و در نتيجه، به راه‌هايي تأكيد مي‌ورزند كه در آنها، بررسي‌هاي ايدئولوژيكي، ديدگاه‌هاي مورد قبول و فرضيات پيرامون سرشت جامعه انگلستان در روند تهيه خبر تأثيرگذار بوده و دخالت دارند.»

هربرت گانز، يكي ديگر از پژوهشگران علوم ارتباطي، راجع به «بي‌طرفي» و «جهت‌گيري» نظري متفاوت دارد. به اعتقاد وي «جهت‌گيري در اخبار امري صحيح و درست است اما به شرطي كه به شكل منطقي مطرح شود. مي‌توان در مورد بي‌طرفي اخبار قضاوت كرد، اما به شرطي كه با استانداردهاي عاري از هرگونه طرفداري سبك و سنگين شوند.

 چنين استانداردهايي نيز مطلق نيستند. راه‌حل وي براي اين مشكل، استفاده از ديدگاه‌هاي مختلف به عنوان ابزاركار است، به اين معني كه با استفاده از اين ديدگاه‌هاي گوناگون، نظر‌هاي «جهت‌دار» يكديگر را نفي كرده و اين روشي استاندارد براي سبك و سنگين كردن يك خبر مي‌شود.»

رالف نگرين، در مقاله «خبر و تهيه خبر» به انحراف ايدئولوژيكي تصوير و زبان اشاره مي‌كند. او مي‌نويسد: «... هم تصوير و هم زبان، ما تا حدودي دچار انحراف ايدئولوژيكي هستند. بدين معني كه هنگام تهيه و پخش اخبار تلويزيوني، اقداماتي در طول برنامه نظير زاويه دوربين، انتخاب كلمات و انتخاب تصاوير صورت مي‌گيرد كه الزاماً «واقعيتي» را كه قرار است از آن خبري تهيه ‌شود، تحت‌الشعاع قرار داده و به انحراف مي‌كشاند. اين انتقاد به كار تلويزيون باعث شده است كه محققان در مورد توانايي تلويزيون در عملي كردن خواسته‌هاي دائمي خود و به تصوير درآوردن «واقعيت» و ارائه «بي‌طرفي واقعي» ترديد نشان دهند.

در ضمن اين مسأله باعث شده است كه نگراني درباره «جهت‌گيري» در اخبار تلويزيون دوباره احيا شود.»

در خصوص اين كه چرا از رسانه‌ها به ابزار ايدئولوژيك نام مي‌برند ناشي از كاركردي است كه رسانه‌ها در خبر ايفا مي‌كنند. «استوارت هال» از پيشگامان مطالعات فرهنگي دانشگاه بيرمنگام مي‌نويسد: «اين كه گفته مي‌شود رسانه‌ها ايدئولوژيك هستند به اين معناست كه در قلمرو و ساختار اجتماعي معنا عمل مي‌كنند. رسانه‌ها راه را هموار مي‌سازند تا مردم با استفاده از آنها درباره جهان پيرامون خود، آگاهي يابند.»

«بنابر اين رسانه‌ها در عملكرد روزانه خود، صحنه مناظره بينش‌ها و ميدان منازعه كلمات و معاني هستند. بر خلاف آنچه ظاهراً به نظر مي‌رسد، رسانه‌ها در نقش خبري خود، آيينه انعكاس رويدادها و واقعيات دنياي اجتماعي و سياسي نيستند، بلكه بر عكس، آفريننده واقعيت‌هاي اجتماعي و سياسي هستند و به برداشت افراد از دنياي اطرافشان هستي مي‌بخشند. خبر، خود واقعيت و خود عينيت جهان اطراف ما نيست، بلكه تنها حكايت و روايتي از اين واقعيت‌هاست.»

و جان هارتلي، در اثر خود با عنوان «درك خبر» به اين نتيجه‌گيري قابل توجه مي‌رسد: «بي‌طرفي، عينيت و خنثي بودن كه پايه ايدئولوژي سردبيري را مي‌سازند، ريا و توطئه‌اي عمدي براي فريب عموم نيستند. خبر، گفتمان‌هاي ايدئولوژيكي مسلط در مناطق و حوزه‌هاي مخصوص رقابت را خود باز توليد مي‌كند. سرانجام اين كه ايدئولوژي خبر، ايدئولوژي حامي متعصب(Partisan) نيست، بلكه برعكس، مقصود ايدئولوژي خبر ترجمه و تصميم است نه گزينش اين يا آن انديشه، فكر و عقيده. به عبارت ديگر، خبر زمينه و عوارضي را كه ايدئولوژي‌هاي مختلف مي‌توانند با آن مخالفت، ستيز يا رقابت كنند، خنثي مي‌كند و پيوسته محدوده‌هاي جدال را ترسيم مي‌كند.»

اشكال مختلف سوگيري در رسانه‌ها
سوگيري نقطه مقابل بي‌طرفي است. «سوگيري‌ يا جانبداري در خبر مي‌تواند به اشكال گوناگون بروز و ظهور كند، كه در دو مؤلفه خلاصه مي‌شود:

1 - سوگيري در الفاظ: از آن جاكه زبان خبر بيشتر از خود رويداد به آن معنا مي‌بخشد الفاظ و كلماتي كه در متن خبر به كار برده مي‌شوند، به قدري حساس و سرنوشت‌ساز هستند كه زبان خبر بلافاصله پس از گزينش خبر به ميان مي‌آيد. به طوري كه اگر الفاظ در جاي خود و به طور دقيق به كار نروند، برداشت‌ها و تعابير گوناگوني در مخاطبان ايجاد مي‌شود...

2 - سوگيري در متن خبر: در برخي خبرها ممكن است به ظاهر هيچ نوع لفظ سوگيرانه‌اي وجود نداشته باشد اما متن خبر نوعي سوگيري را در ذهن مخاطب ايجاد مي‌كند. در خصوص سوگيري در متن خبر، به جنبه‌هاي مختلفي اشاره مي‌شود كه در دراز مدت در سلب اعتماد مخاطب به رسانه بهره گيرنده از چنين استراتژي‌هاي سوگيري موثر است.
در ادامه به 5 عامل در اين زمينه اشاره شده است:

1 - عدم صداقت در فرآيند انتشار خبر
وسايل ارتباط جمعي در تلاشي بي‌وقفه‌اند تا انبوه اطلاعات را به مخاطبان خود عرضه كنند، اما بسياري از اين اطلاعات به دلايل مختلف اجازه نشر پيدا نمي‌كنند و برخي ديگر از آنها در فرآيند انتشار، با عمل تناقض‌گويي، مبالغه و اغراق،‌تخريب خبر و سانسور‌ رسانه‌ها مواجه مي‌شوند كه همه اين شاخص‌ها را مي‌توان تحت عنوان «بي‌صداقتي» در  ارائه اخبار تعريف كرد.

الف- تناقض‌گويي: تناقض‌ خبر به معناي ارائه خبرهاي ضد و نقيض  در رسانه‌هاي جمعي است. رسانه‌ها در عملكرد روزانه خود صحنه مناظره بينش‌ها و ميدان منازعه كلمات و معاني هستند...

ب- مبالغه و اغراق در فرآيند انتشار خبر: اخباري كه از طريق رسانه‌ها انتشار مي‌يابند، زماني با مبالغه و اغراق همراه خواهند بود كه بزرگ جلوه دادن بعضي از آنها مورد نظر باشد... وجود چنين ضعفي در اخبار يك رسانه، تلويحاً بي‌اعتمادي افكار عمومي به آن رسانه را موجب مي‌شود.

ج- تحريف: تحريف خبر را مي‌توان به معناي دست بردن در خبر و تغيير دادن مفهوم آن دانست... به طور كلي، دست بردن در اخبار و عرضه اطلاعات نادرست به مخاطب، نوعي اختلال در فرايند نشر خبر محسوب مي‌شود كه نتيجه آن سلب اعتماد افكار عمومي از رسانه خواهد بود.

د- سانسور: سانسور معنا، دامنه و كاربردهاي بسيار وسيعي دارد. پيشينه تاريخي آن گواه يكي از كهن‌ترين كشاكش‌ها ميان دو گروه از افرادي هستند كه همواره وجود داشته‌اند، افرادي كه حرف‌هايي براي گفتن دارند و افرادي كه آن حرف‌ها را موافق مصالح خود نمي‌دانند. مقصود از سانسور، اعمال نظر در جريان خبررساني به منظور جلوگيري از انتشار اخباري است كه البته ممكن است براي مردم مفيد باشد ولي براي كسي كه اين اعمال نظر را انجام مي‌دهند مفيد نيست.

2 - موثق نبودن خبر:

.. ذكر منبع پيام در خبرها، مقالات و ديگر مطالب رسانه‌هاي ديداري و نوشتاري، علاوه بر اين كه در جلب اطمينان مخاطب مؤثر است، به پيام و خود رسانه نيز، به عنوان منبع پيام، اعتبار بيشتري مي‌بخشد... اعتبار منبع با بسياري از مفاهيم رايج در خبر ارتباط نزديك دارد. به عبارت ديگر، منبع بر مفاهيمي چون ارزش‌هاي خبري، دروازه‌بانان خبري تأثير مي‌گذارد و با آنها ارتباط مي‌يابد....

3 - عيني و واقعي نبودن خبر:  ... انتشار اخبار زماني بيشترين تأثير را خواهد گذاشت كه در بين مخاطبان بازتاب مطلوب داشته باشد و اين، هنگامي انجام مي‌شود كه خبر پخش شده عيني و واقعي بوده و مقاصد و اغراض شخص در آن نقشي نداشته باشد. با اين وجود، چون وسايل ارتباط‌ جمعي به دور از هدف و مقاصد سياسي، اقتصادي و هدف‌هاي ديگر نيستند اخبار را با واقعيت بيان نمي‌كنند و در نتيجه بر اعتماد افكار عمومي تأثير نامطلوبي به جا مي‌گذارند...

4 - عدم بي طرفي در ارائه اخبار: اين امر زماني معنا مي‌يابد كه در ارائه خبر، جهت‌گيري خاصي براساس جريانات و گروه‌بندي‌هاي جامعه وجود داشته باشد. به عبارت ديگر، جهت‌گيري‌ها در وسايل ارتباط‌جمعي بر دو عامل استوار است: نخست، دولتي بودن وسيله ارتباط جمعي كه نتيجه آن نفوذ شديد دولت و اعمال نظم آن به نحوي است كه رسانه را تنها  به سخنگوي خود  تبديل كند و دوم، وابستگي به گروه خاص كه نتيجه آن اعمال نظر بر اخبار و اطلاعات به نفع آن گروه است...

5 - عدم جذابيت در ارائه خبر: رسانه‌هاي گروهي در شكل ارائه خبر بايد به شيوه‌اي عمل كند كه آن را از يكنواختي خارج كند. عدم جذابيت در ارائه خبر، موجب بي‌توجهي مخاطب خواهد شد.

+ نوشته شده توسط حسین در شنبه بیست و پنجم آذر 1385 و ساعت 20:9 |
نهادهای فرهنگی - محسن جوشن‌لو:
فرهنگ شامل عقايد (آشكار و نهان) و تجسم آن‌ها در اعمال، نهادهاي اجتماعي و مصنوعات دست بشر است.

 اين الگوهاي شناختي و رفتاري به صورت‌هاي گوناگوني (رسمي يا غيررسمي) نهادينه مي‌شود. به علاوه، فرهنگ به صورت‌هاي گوناگوني به نسل‌هاي بعد منتقل مي‌شود، به نحوي كه الگوهاي فرهنگي اين امكان را مي‌يابند كه براي مدت بسيار طولاني پابرجا باشند.

نوشتار حاضر به بررسي ريشه‌هاي شكل‌گيري فرهنگ (يا به بيان دقيق‌تر فرهنگ‌هاي متفاوت) مي‌پردازد. در اين مقاله پنج عامل كه در ادبيات روان‌شناختي تحت عنوان« علل شكل‌دهنده فرهنگ» از آن‌ها ياد مي‌شود، آورده مي‌شود.

1. تكامل

در طول تكامل يك گونه، ژن‌هاي كارآمد، شانس بقا و انتقال به نسل‌هاي بعدي را پيدا مي‌كنند. در مقابل، ژن‌هاي ناكارآمد كه نفعي در راستاي سازگاري ندارند رو به زوال گذاشته و از خزانه ژنتيكي حذف مي‌شوند. به نحوي مشابه، برخي از اعتقادات و رفتارها در حل مشكلات مربوط به سازگاري موثرترند؛ در نتيجه احتمال بيشتري دارد تا تبديل به يك هنجار فرهنگي پايدار شوند و به نسل‌هاي بعدي انتقال يابند.

با ديدي تكاملي، «تنهايي» خطرناك است. در مقابل، در سودمندي رفتارهاي حمايتگر جمعي، هم براي بقا و هم براي توليد‌مثل،  ترديدي وجود ندارد. بر اين اساس اين فرض كه بشر به برقرارسازي عقايد، رفتارها و هنجارهايي كه از متلاشي شدن جوامع جلوگيري مي‌كند تمايلي ذاتي دارد منطقي مي‌نمايد. هنجارهاي فرهنگي – عقايد، انتظارات و اعمال دسته‌جمعي- از طريق تسهيل در هماهنگي اعمال ضروري در جهت بقا، توليدمثل و فرزندپروري موفق، به سازگاري بيشتر افراد بشر كمك مي‌كند.

2. زيست‌گاه‌هاي متفاوت

از آن‌جا كه فرهنگ به عنوان يك وسيله انطباق با محيط، ايفاي نقش مي‌كند بديهي است كه شرايط محيطي متفاوت منجر به شكل‌گيري خصوصيات فرهنگي متفاوت مي‌شود. در نتيجه فهم فرهنگ گروهي از مردم بدون درنظر گرفتن خصوصيات بوم‌شناختي زيست‌گاه آن‌ها (سرزمين، آب‌و‌هوا، حيوانات،‌ پوشش گياهي، منابع طبيعي و...) غيرممكن است.

 در زير تعدادي از خصوصيات محيطي و تبعات فرهنگي آن‌ها به عنوان شاهد ارايه مي‌گردد. توجه داشته باشيد كه مثال‌هاي زير اصول بي‌چون‌وچرا نيستند و از آن‌جا كه عوامل متعدد ديگري نيز  به طور همزمان بر روي فرهنگ تاثيرگذارند استثناهاي بسياري براي قواعد زير مي‌توان يافت.

جوامعي با اقتصاد كشاورزي كه يك‌جانشين هستند، احتياج شديد به حس همكاري و آمادگي براي انجام اقدامات دسته‌جمعي دارند (به طور مثال براي ايجاد و برنامه‌ريزي نظام آبياري،‌ برداشت و فروش محصول). اين مسئله منجر به برجسته شدن ويژگي «همرنگي با جماعت» در چنين جامعه‌اي مي‌شود كه در ذات، خصوصيتي جمع‌گرايانه است.

برعكس در فرهنگ‌هايي كه مردم با شكار كردن گذران زندگي مي‌كنند اقدامات فردي از اقدامات دسته‌جمعي ارزش‌مندتر تلقي مي‌شود. اين امر به نوبه خود منجر به شكل‌گيري ويژگي‌هاي فردگرايانه مانند استقلال در اين فرهنگ‌ها مي‌شود.

عوامل محيطي ديگري نيز بر كيفيت مردانگي و ميزان اهميت آن در فرهنگ‌هاي متفاوت تاثيرگذارند؛ تا جايي كه در فرهنگ‌هاي متفاوت تعاريف متفاوتي از مردانگي و انتظارات متفاوتي از مردان شكل مي‌گيرد.

 در محيط‌هاي خشن كه زندگي در آن‌ها چالش‌برانگيز است (مانند فرهنگ‌هايي كه شغل اصلي مردم در آن‌‌ها ماهي‌گيري و شكار است) فراهم آوردن وسايل موردنياز زندگي و حمايت از خانواده مستلزم قدرت جسماني و شجاعت فراوان است.

 در چنين فرهنگ‌هايي مردانگي بسيار اهميت مي‌يابد و بر سرسختي و قدرت‌مندي مردان اجر بسياري نهاده مي‌شود. برعكس در سرزمين‌هايي كه در آن‌ها دست‌يابي به ابزار بقا به مراتب آسان‌تر است و بشر با دشمنان كمي دست‌به‌گريبان است (مانند شهر‌هاي بزرگِ كشورهاي پيشرفته) غالبا تفاوت عمده‌اي بين زن و مرد تصور نمي‌شود. در چنين فرهنگ‌هايي مردان كمتر پرخاشگر و ستيزه‌جو بار مي‌آيند و اصولا بر مردانگي تاكيد فراواني نمي‌شود.

3. نيازهاي روان‌شناختي

يكي از علل اصلي پيدايش فرهنگ را مي‌توان در تعدادي از نيازهاي روان‌شناختي خاص بشر جستجو كرد. بطور مثال يكي از نظريات روان‌شناختي معتقد است كه فرهنگ مانند يك سپر در مقابل اضطراب‌هاي وجودي بشر (مانند ترس از مرگ يا ميرايي) از وي دفاع مي‌كند.

 جهان‌بيني‌هاي فرهنگي اين وظيفه را از طريق ايجاد نوعي حس ناميرايي  (به عنوان نمونه با استفاده از عقايد مذهبي كه نويد زندگي بعد از مرگ را مي‌دهند يا تجويز اعمالي چون نهادن نام اجداد بر روي كودكان به منظور زنده نگه داشتن نام آن‌ها و...) در بشر به انجام مي‌رسانند و از اين طريق اضطراب وي را كاهش مي‌دهند. فرهنگ به طرق ديگري نيز مي‌تواند كاهش‌دهنده اضطراب بشر باشد.

به طور مثال هر فرهنگ شامل مجموعه‌اي  از ارزش‌ها و هنجارهاي استاندارد است كه در واقع ملاك قضاوت در مورد اعضاي آن فرهنگ است. فرد با هماهنگ كردن خود با اين استانداردها مي‌تواند مورد پذيرش و تحسين اعضاي فرهنگ خود واقع شود و در نتيجه حس ارزشمندي و عزت‌نفس را تجربه كند. همين احساس‌هاي مثبت و معني‌بخش از انسان در مقابل احساس‌‌هاي پوچي، بي ارزشي و اضطراب‌هاي وجودي دفاع مي‌كند.

4. ارتباط بين‌شخصي

تعدادي ديگر از نظريات روان‌شناختي شكل‌گيري فرهنگ را اين‌گونه توجيه مي‌كنند كه فرهنگ محصول جانبي تعامل اجتماعي است. به بيان ديگر، اين نظريات برآنند كه عناصر فرهنگي (اعتقادات و هنجارهاي مشترك در ميان يك گروه از افراد) مي‌تواند معلول ارتباط‌هاي بين‌شخصي افراد باشد.

 توضيح اين‌كه در هر ارتباط بين‌شخصي، تاثيرگذاري و تاثيرپذيري به نحوي به وقوع مي‌پيوندد و از طرفي افراد معمولا با اشخاصي كه به لحاظ جغرافيايي و فضاي اجتماعي به آن‌ها نزديك‌ترند رابطه بيشتري برقرار مي‌كنند. در اين اثنا يك فرآيند پويا به جريان مي‌افتد كه طي آن افراد مجاور هم به صورت متقابل بر عقايد و رفتارهاي يكديگر تاثير مي‌گذارند.

در طول زمان اين فرآيند تاثيرگذاري متقابل منجر به شكل‌گيري فرهنگ‌هاي متفاوت (يعني مجموعه‌هاي متفاوتي از اعتقادات و رفتارهاي همگرا) مي‌شوند. در درون يك فرهنگ نيز همگرايي رفتارها و اعتقادات رفته‌رفته بيشتر و بيشتر مي‌شود.

در عين حال تفاوت‌هاي بين فرهنگ‌ها نيز بارزتر مي‌شود. به علت وجود عوامل قدرت‌مندي چون «فشار اكثريت»، تنوع عقيدتي و رفتاري در دل يك فرهنگ كاهش مي‌يابد. در عين حال به علت اين‌كه در درون فرهنگ‌ها ناگزيرخرده‌فرهنگ‌هايي نيز تحت عنوان اقليت شكل مي‌گيرد لذا هميشه شاهد تنوع فرهنگي در دل فرهنگ‌ها خواهيم بود.

5. شخصيت

يكي از سوالاتي كه مدت‌ها‌ است ذهن روان‌شناسان را درگير خود كرده‌است اين است كه آيا فرهنگ است كه شخصيت اعضاي خود را شكل مي‌دهد يا برعكس؟ رابطه بين فرهنگ و شخصيت رابطه‌اي دوطرفه است؛ اين دو موجود به صورت پويايي با هم در رابطه‌اند و همديگر را شكل مي‌دهند. از آن‌جا كه مبحث حاضر در مورد عوامل موثر بر فرهنگ است (با وجود علم به اين رابطه دوجانبه) بحث خود را به نقش شكل‌دهندگي شخصيت در قبال فرهنگ محدود مي‌كنيم.

آن دسته از روان‌شناسان كه معتقدند شخصيت نقش مهم‌تري در شكل‌دهي فرهنگ دارد شواهد تجربي زير را ارايه مي‌دهند. اولين دسته از شواهد كه از تحقيقات ژنتيك رفتاري سر بر مي‌آورد حاكي از آن است كه ژن‌ها تاثير بسيار قدرتمندتري بر شكل‌گيري ويژگي‌هاي شخصيتي دارند تا محيط. به عبارت ديگر تحقيقات نشانگر برتري عامل وراثت (در مقابل عامل محيط) در شكل‌دهي شخصيت هستند.

 البته اين گفته بدين معني نيست كه محيط در شكل‌گيري شخصيت هيچ تاثيري ندارد. يافته‌هاي محققين نشان‌گر اين امر است كه علت عمده وجود تفاوت‌هاي بين‌فردي در درون‌ يك جامعه‌ عامل وراثت است. دسته ديگري از دلايل تجربي از تحقيقات بلند‌مدت بر روي ويژگي‌هاي شخصيتي سر برآورده است.

اين تحقيقات نشانگر آن است كه ويژگي‌هاي شخصيتي در طول بزرگ‌سالي تا حد زيادي پايدار و ثابت‌اند. ثبات ويژگي‌ها شاهدي است بر وراثتي بودن آن‌ها. در حالي كه اگر محيط بر روي شخصيت تاثير قابل‌توجهي داشت چنين ثباتي را نمي‌شد در ويژگي‌هاي شخصيتي افراد يافت.

 اولين رويكرد بر اين اصل استوار است كه افراد اين امكان را دارند كه به جوامع مختلف مهاجرت كنند و شخصيت بر اين امر تاثيرگذار است. براي مثال در جامعه‌اي كه داراي فرهنگ طبقاتي و يا ديكتاتوري است از مردم خواسته مي‌شود تسليم خواسته‌هاي طبقه خاصي باشند.

در اين بين افرادي كه شخصيتشان تناسبي با چنين نظام اجتماعي ندارد احتمال دارد كه به جوامع ديگر مهاجرت كنند. يا اين‌كه افرادي كه تاب زندگي بدور از طبيعت در كشورهاي صنعتي را ندارند احتمال دارد به سرزمين‌هايي كه هنوز صنعتي نشده‌اند مهاجرت كنند.
دومين رويكرد معتقد است كه هر فرهنگ، جمع ويژگي‌هاي شخصيتي اعضايش است.

به بيان ديگر در اين ديدگاه اين‌گونه فرض مي‌شود كه ويژگي‌هاي شخصيتي مردم يك جامعه به صورت مستقيم فرهنگ آن جامعه را شكل مي‌دهد نه با واسطه مهاجرت. به عنوان مثال جامعه‌اي كه افرادش به صورت قابل‌توجهي داراي دو ويژگي شخصيتي اضطراب و سازش‌‌ناپذيري مي‌باشند را در‌نظر بگيريد.

 مردم اين جامعه مستعد اضطراب، عصبانيت و تندخويي بوده و به راحتي با هم كنار نمي‌آيند. با وجود چنين ويژگي‌هايي در افراد اين جامعه، هر تصميم‌گيري جديدي منجر به بروز تعارض و برانگيخته شدن اضطراب، عصبانيت و احساسات منفي ديگر خواهد شد. مردم اين فرهنگ دير يا زود درمي‌يابند كه بي‌قانوني و سهل‌انگاري در اجراي قوانين باعث تعارض دائمي و در نتيجه احساسات منفي خواهد شد.

 بر اين اساس آن‌ها تصميم مي‌گيرند كه مجموعه‌اي  از قوانين سفت و سخت را بر همه روابط بين‌شخصي حاكم كنند تااز اين طريق از تصميم‌گيري، تضاد و احساس منفي دايمي تا حد قابل‌توجهي كاسته شود. از تبعات چنين تصميمي اين خواهد بود كه در اين جامعه،  فرهنگي قانون‌محور شكل مي‌گيرد و مردم آن از موقعيت‌هاي جديد، مبهم، ناشناخته و نامعمول كه در قانون پيش‌بيني نشده است گريزان هستند.

كشورهايي را در نظر بگيريد كه مردمشان از برون‌گرايي بالايي برخوردارند (مثلا امريكا كه اساسا با مهاجرت افراد برون‌گراي ساير كشورهاي ديگر ساخته شده است). در اين كشورها مردم بيشتر از خانواده و گروه بر فرد تاكيد دارند و بيشتر به دنبال روابط آزاد و موفقيت شخصي‌اند تا خانواده يا اقوام. نتيجه چنين ويژگي‌هاي شخصيتي شكل‌گيري فرهنگ فردگرا خواهد بود.

در مقابل ويژگي‌هاي شخصيتي ديگري (مانند درون‌گرايي) منجر به شكل‌گيري فرهنگ‌هاي جمع‌گرا مي‌شوند كه در آن‌ها افراد به روابط اجتماعي محدود به اعضاي خانواده و اقوام قناعت كرده و بيشتر به دنبال موفقيت خانواده و گروه خويش مي‌باشند تا موفقيت شخصي خود.

 
     
  
+ نوشته شده توسط حسین در شنبه بیست و پنجم آذر 1385 و ساعت 19:58 |

بیشتر بدانید

می نویسم برای آنهایی که لبخند را تجربه نکرده اند:

تقدیم به چشمهایی که در راه ماندند و دلهایی که آنها را راندند

تقدیم به اشکهایی که غرورشان شکست و تقدیم به عهدهایی که کسی آنها را نبست.

+ نوشته شده توسط حسین در سه شنبه دوم اسفند 1384 و ساعت 1:18 |